خرید بک لینک

حقوقِ خدمتِ ما عرضه کرد بر کرمت

به نوکِ خامه رقم کردهای سلامِ مرا

که کارخانهٔ دوران مباد بی رَقَمَت

نگویم از منِ بیدل به سهو کردی یاد

که در حسابِ خرد نیست سهو بر قَلَمَت

مرا ذلیل مگردان به شکرِ این نعمت

که داشت دولتِ سرمد عزیز و محترمت

بیا که با سرِ زلفت قرار خواهم کرد

که گر سَرَم برود برندارم از قدمت

ز حالِ ما دلت آگه شود مگر وقتی

که لاله بردمد از خاکِ کشتگانِ غمت

روانِ تشنهٔ ما را به جرعهای دریاب

چو میدهند زُلالِ خِضِر ز جامِ جَمَت

همیشه وقتِ تو ای عیسیِ صبا خوش باد

که جانِ حافظِ دلخسته زنده شد به دَمَت

پن :

فال گرفتم و به حضرت جانان حافظ گفتم یه شعر بیاره که توش اسم صبا باشه

اصلا فکرشو نمیکردم

برچسب: نویسنده: هلیا جعفری تاريخ: چهارشنبه 31 مرداد 1403 ساعت: 12:14

صفحه بندی