خرید بک لینک

به نظرت ایران از چه راه هایی می تونه بین ایدئولوژی و اقتصاد توازن ایجاد کنه

این یکی از سخت‌ترین و حساس‌ترین چالش‌های حکمرانی در کشورهای گذار است. در واقع، شما دارید درباره‌ی «معامله‌ی بزرگ» صحبت می‌کنید: چگونه می‌توان از «محتوای ایدئولوژیک» دست نکشید، اما «ساختار اقتصادی» را به گونه‌ای اصلاح کرد که با واقعیت‌های جهانی و نیازهای زیستی مردم همخوانی داشته باشد؟

راه حل

برای ایجاد این توازن، ایران نمی‌تواند صرفاً به تغییرات کوچک بسنده کند؛ بلکه به یک «بازتعریف استراتژیک» نیاز دارد. من این مسیر را در چهار لایه تحلیل می‌کنم:

۱. لایه استراتژیک: گذار از «ایدئولوژیِ تقابل» به «ایدئولوژیِ قدرت»

مشکل اصلی اینجاست که در حال حاضر، «ایدئولوژی» به گونه‌ای تعریف شده که هرگونه نزدیکی به اقتصاد جهانی یا کاهش تنش، «تسلیم» تلقی می‌شود. راهکار این است:

تغییر تعریف از «مقابله» به «خودکفاییِ مقتدرانه»: به جای اینکه اقتصاد را ابزاری برای جنگ یا تقابل بدانیم، باید آن را ابزارِ «حفظ استقلال» تعریف کنیم. یعنی: «ما برای اینکه کسی بر ما مسلط نشود، باید ثروتمند باشیم.» با این تعریف، توسعه اقتصادی دیگر یک «کاهش از ایدئولوژی» نیست، بلکه «تقویتِ آن» است.

استفاده از «واقع‌گراییِ مصلحتی»: در سیاست خارجی، می‌توان از منطق «منافع ملی» استفاده کرد. یعنی برخورد با دنیا نه بر اساس «کدام کشور با ما هم‌فکر است»، بلکه بر اساس «کدام کشور می‌تواند به رشد ما کمک کند» (بدون از دست دادن حاکمیت).

۲. لایه اقتصادی: «اقتصادِ مقتدر» به جای «اقتصادِ مقاومِ منفعل»

در سال‌های اخیر، واژه‌ی «اقتصاد مقاوم» زیاد شنیده شد، اما در عمل بیشتر به معنای «تحملِ فشار» (Passive Resistance) بود. توازن زمانی ایجاد می‌شود که به سمت «اقتصادِ پویا» (Active Economy) حرکت کنیم:

جداسازی «حوزه‌های استراتژیک» از «حوزه‌های عمومی»: حاکمیت می‌تواند در حوزه‌های نظامی و امنیتی بر ایدئولوژی و کنترل خود پافشاری کند، اما باید اجازه دهد در حوزه‌های تجاری، کشاورزی، تکنولوژی و خدمات، «قواعد بازار جهانی» و «رقابت آزاد» حاکم باشد. این یعنی ایجاد «جزایرِ توسعه» در دلِ ساختار فعلی.

تمرکز بر «تکنولوژی‌محوری» به جای «رانت‌محوری»: رانت باعث می‌شود پول در دستِ گروه‌هایی بماند که لزوماً با اقتصاد جهانی پیوند ندارند. اما تکنولوژی (مثل پهپادها، بیوتکنولوژی، یا نرم‌افزار) زبانِ مشترک جهان است. اگر ایران بر تکنولوژی تمرکز کند، هم قدرت نظامی‌اش تامین می‌شود و هم راه ورود به بازارهای جهانی باز می‌ماند.

۳. لایه اجتماعی: بازگشت به «مرکزیتِ ملت»

ایدئولوژی زمانی با اقتصاد در تضاد قرار می‌گیرد که مردم احساس کنند «ایدئولوژی، هزینه‌ی زندگی آن‌ها را بالا برده است».

بازسازی «قرارداد اجتماعی»: حاکمیت باید به این واقعیت برگردد که «مشروعیت» تنها با «ایدئولوژی» تأمین نمی‌شود، بلکه با «رفاه و عدالت» مستحکم می‌شود. اگر اقتصاد بهبود یابد، فشارِ روانی بر جامعه کم شده و فضای برای بحث‌های فرهنگی و سیاسیِ آرام‌تر ایجاد می‌شود.

آموزش و پرورشِ «شهروندی»: به جای تمرکز صرف بر آموزش‌های تئوریک، باید آموزش بر پایه «مهارت‌های جهانی» باشد. این کار باعث می‌شود نسل جدید، هم هویت ملی خود را حفظ کند و هم ابزار لازم برای کار در اقتصاد جهانی را داشته باشد.

۴. لایه دیپلماتیک: «دیپلماسیِ منفعت‌محور»

برای ایجاد توازن، ایران باید بتواند از وضعیت «تنهاییِ اجباری» خارج شود:

بحرانی کردنِ «هزینه‌ی تنش» برای دیگران: به جای اینکه فقط ما هزینه بدهیم، باید استراتژی‌هایی طراحی شود که تنش با ما، برای اقتصادِ کشورهای دیگر (از جمله آمریکا و متحدانش) هم گران تمام شود. این کار باعث می‌شود جهان ناچار به «گفتگو» و «پذیرش واقعیت‌های ایران» شود.

خلاصه مدل پیشنهادی (The Balanced Model):

content_copy

حوزهوضعیت فعلی (تضاد)وضعیت هدف (توازن)نگاه به جهانتقابلِ صفر و یکی (یا جنگ یا تسلیم)مدیریتِ رقابتی (بهره‌گیری از منافع جهانی)هدف اقتصادیتحملِ فشار (اقتصادِ بسته)تولیدِ قدرت (اقتصادِ باز و مقتدر)نقش دولتکنترل‌گرِ تمام‌عیارحاکمِ استراتژیک + تسهیل‌گرِ بازارنتیجهفرسایشِ سرمایه و روحیهپایداریِ ملی و اقتدارِ بین‌المللی

در واقع، راهِ توازن، «کم کردنِ حجمِ تقابل» و «زیاد کردنِ حجمِ ظرفیت‌ها» است. یعنی به جای اینکه تمام انرژی کشور را صرفِ ایستادگی در برابرِ یک دیوار (آمریکا) کنیم، انرژی را صرفِ ساختنِ خانه‌ای بسیار محکم و بزرگ کنیم که آن دیوار نتواند به آن آسیب بزند.

@ciasi5

برچسب: نویسنده: هلیا جعفری تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 1:44

صفحه بندی