یکی از مهمترین نظریهxad های انگیزش، نظریه خودتعیینxad گری (دسی و ریان،1985) است. مطابق با این نظریه، سه نیاز روانxadشناختی اساسی وجوددارد:
خودمختاری(Autonomy)، شایستگی(Competence) و ارتباط(related ). این نظریه فرض میxadکند که نیازها برای شایستگی، ارتباط و خودمختاری زیربنای رفتارهای انسان هستند. آنها فطری و برای رشد و بهزیستی روانشناختی ضروری هستند. فرض دیگر این است که در هر حیطهxadای از زندگی انسان، فرصت ها برای تجربه خودمختاری، شایستگی و ارتباط در ارتقای رضایت از زندگی و بهزیستی ضروری است.
نظریه خود تعیین گری
یکی از مهمترین نظریهxad های انگیزش، نظریه خودتعیینxad گری (دسی و ریان،1985) است. مطابق با این نظریه، سه نیاز روانxadشناختی اساسی وجود دارد: خودمختاری(Autonomy)، شایستگی(Competence) و ارتباط (related). این نظریه فرض میxadکند که نیازها برای شایستگی، ارتباط و خودمختاری زیربنای رفتارهای انسان هستند. آنها فطری و برای رشد و بهزیستی روانشناختی ضروری هستند. فرض دیگر این است که در هر حیطهxadای از زندگی انسان، فرصت ها برای تجربه خودمختاری، شایستگی و ارتباط در ارتقای رضایت از زندگی و بهزیستی ضروری است
نیاز خودمختاری، نیاز برای خود-پیروی و داشتن احساس انتخاب در شروع، نگهداری و تنظیم فعالیتها است. خودمختاری هنگامی اتفاق میافتد که افراد احساس کنند علت رفتارشان هستند؛ یعنی آنxadها احساس اراده مطمئن در انتخابxadهایشان دارند و قادر به عملکرد مطلوب هستند. نیاز به ارتباط، نیاز برای احساس اطمینان ارتباط با دیگران و نیاز برای تجربه خود به عنوان فردی قابل و شایسته عشق و احترام است. شایستگی عبارت است از نیاز به مؤثر بودن در تعامل ها با محیط که بیانگر میل به کار بردن استعدادها و مهارت ها و در انجام این کار، دنبال کردن چالش های بهینه و تسلط یافتن بر آنها است. شایستگی برای دنبال کردن چالش های بهینه، و به خرج دادن تلاش لازم برای تسلط یافتن بر آنها، انگیزش فطری تأمین میxadکند. در صورتیکه نیازهای روانشناختی برآورده شوند احساس اعتماد به نفس و خود ارزشمندی در افراد شکل میxadگیرد، اما در صورت ممانعت و عدم برآورده شدن این نیازهای اساسی فرد ادراکی شکننده، منفی، بیگانه و انتقادآمیز از خود پرورش خواهد داد.. نظریه خودتعیینxadگری فرضxadهای مهمی درباره ماهیت بافتxadهای اجتماعی که نیاز برای خودمختاری، شایستگی و ارتباط را برآورده میxadکنند یا مانع برآورده شدن آنها میxadشوند، مطرح میxadسازد. اگرچه مطابق با نظریه خودتعیین گری افراد به صورت فطری مستعد خودسازماندهی و خود آغازگری اعمالشان در تطابق با علایق و ارزش هایشان هستند، اما محیط های اجتماعی می تواند مانع چنین کارکرد خودتنظیمی در افراد شود. این مفهوم سازی از نیازهای اساسی روانشناختی در پژوهشxadهای مربوط به چگونگی اثرگذاری معلمان بر انگیزش و رفتار دانشxadآموزان بوسیله روشxadهایی که معلمان از خودمختاری دانشxadآموزان حمایت یا ممانعت می کنند، مورد تأیید واقع شده است.
برچسب:
نویسنده: هلیا جعفری
تاريخ: پنجشنبه
5 مرداد
1396 ساعت: 3:01