
اینهم یکی از عاشقانه های 2004 لیلای لیلی عزیزhttp://leilaye-leili.blogspot.com/2004/11/ خيلي حرفي براي گفتن نمانده است. تو آمده اي باز و جانم در تب و تاب حضور توست. در نيمه هاي شب که بيدار روي تخت مي نشينم و به تصوير ماه نگاه مي کنم که در پيش قدم نور سحرگاهي کمرنگ مي شود ... در درخشش قطرات اشکي که روي گونه هاي زن در آينه مي چکد ... زن که نگاهي آرام دارد ... و در تلاطم باد اذر ماه که روي سر و بر گ...
ادامه مطلب